بسم الله النور
عفت و آرامش در پرتو روابط زناشویی
مقدمه:
یکم. همه آدمهای عاقل که به علم و حکمت خداوند بزرگ، ایمان دارند می دانند که هرچه او در وجود عالم و آدم تعبیه فرموده است، حتما لازم و مفید و منشأ خیر بوده است. دلیلش هم روشن است و در جای خود اثبات گشته است.[1]
دوم. هر انسانی بالوجدان در خود استعدادها، نیازها و غرایزی را درک میکند که اگرچه از نظر نوع و نمود و ارضاء با هم متفاوتند؛ اما در چند قانون و اصل با هم مشترک اند:
- هر غریزه تنها در موقیتی خاص و با عاملی خاص به خود، تحریک میشود؛ مثلا هر وقت معده شما خالی باشد غریزه گرسنگی فعال و تحریک می شود.
- هر غریزه فقط از راه خاص خود ارضاء می شود و نه راه دیگر؛ مثلا غریزه گرسنگی تنها با غذا خوردن آرام می گیرد و سایر فعالیت ها تاثیری در ارضای آن نخواهد داشت.
- هر غریزه با تحریک و ارضای خود، فقط تامین کننده نیاز انسان در بُعد همان غریزه نیست، بلکه علاوه بر رفع نیاز مربوط به آن غریزه بخشی از هدف متعالی زندگی را هم تامین می نماید. ما گرسنه نمی شویم تا بخوریم و سیر شویم و لذت ببریم؛ بلکه گرسنه می شویم تا بخوریم، می خوریم تا نیرومند شویم و نیرومند می شویم تا به فعالیت در راه اهداف و کمال زندگی خود بپردازیم و به لذت برتر برسیم.
[1] . زیرا کار بی فایده و بی هدف، یا دلیل بر جهل کننده آن است و یا به جهت عجز و ناتوانی او و می دانیم که نه جهل د خداوند راه دارد و نه عجز؛ زیرا او "بکلّ شئٍ علیم" و " علی کلّ شئٍ قدیر" است.
سوم. یکی از عجایب خلقت جانداران – بویژه انسان – وجود غریزه جنسی یا شهوت است. این غریزه هم مانند سایر غرایز فلسفه وجودی اش صد در صد خیر و به قول فلاسفه، ضروری است. در مواقع خاص خود و با عوامل مخصوص به خود، تحریک و فقط از راه معقول و مشروع خود، ارضا می شود و با ارضای صحیح و کامل آن، بخشی از مسیر انسان به سوی کمال متعالی زندگی هموار می گردد. شناخت صحیح این غریزه به همان مقدار ضورت دارد که شناختن مکانیزم هضم و جذب و انجذاب و دفع غذ اهمیت دارد و شاید در برخی جهات، از آن هم بااهمیت تر باشد.
چهارم. متاسفانه بعضی از ارزشها در فرهنگ عمومی ما به ضد ارزش و بعضی از ضد ارزش ها به ارزش تبدیل شده است؛ مثلا در رستوران اندکی از غذا و نوشیدنی را در ظرف باقی گذاشتن و رفتن، به عنوان نشانه شخصیت و به تعبیر امروزی ها " کلاس" تلقی می شود در حالی که این کار احمقانه، از بدترین ضدارزش های اسلامی و انسانی – اسراف – است و درمقابل عدم کسب آگاهی نسبت به برخی از مسایل مبتلابه شرعی – مانند احکام و آموزه های مربوط به مسایل جنسی – به بهانه ی شرم و حیا، یک ضد ارزش تلقی می شود در حالیکه دین اسلام – که سراسر حیا و ادب است تا جاییکه فرموده اند: " لاایمانَ لِمَن لاحیآءَ لَه"[2] – این نوع شرم را مذموم می شمارد و فریاد برمی آورد که " قُرِنَ الحیآءُ بِالحِرمان"[3] یعنی خجالت و شرم بی مورد، باعث محرومیت صاحب آن می شود. از جمله این محرومیت ها، محرومیت از فراگیری مسایل لازمه شرعی و خانوادگی است.
اکثر افرد جامعه علیرغم احساس نیاز مبرم به دانستن چند و چون مسایل مربوط به غریزه جنسی، تظاهر به حیا و شرم می کنند که نتیجه اش جهل و ضعف مهارت در مدیریت سالم این غریزه خدادادی و ابتلا به انواع محرومیت ها و مشکلات است.
سخن در باب این ضعف فرهنگی بسیار است ولی مجال ما بسیار کوتاه؛ لذا صرفا به بیان بخشی از آثار توجه به موضوع " نیاز جنسی و روش صحیح مدیریت آن" در عرصه زناشویی و خانواده می پردازیم که با حقوق متقابل زن و شوهر ارتباط دارد و بررسی سایر ابعاد مسئله را به خواننده و مطالعات تکمیلی او واگذار می کنیم.
ارضای جنسی؛ هدف ازدواج نیست
در بحث اهداف ازدواج، اسلام معتقد است که نیاز جنسی یکی از انگیزه های اقدام به ازدواج و تشکیل خانواده است نه هدف آن. اما این محرّک و انگیزه به قدری مهم است که گاهی باعث وجوب شرعی ازدواج می شود.[4] اما با این حال هدف غایی و نهایی از ازدواج، رفع نیاز جنسی از راه مشروع نیست؛ و الا عقد دائم و تشکیل خانواده لازم نبود؛ بلکه با صیغه موقت هم امکان رفع این نیاز وجود داشت و اساسا دستیابی به چنین هدفی در ازدواج موقت بسیار سهل و آسان تر از ازدواج دائم بود.
هدف غایی از ازدواج، تکامل دو انسان در مسیر سعادت و بندگی است که قرآن کریم از آن به سکونت و آرامش، تعبیر فرموده است.[5] با این همه رفع مشروع و معقول نیاز جنسی از آثار و برکات فوق العاده ی ازدواج به شمار می رود.از طرفی در اسلام هیچ راهی جز ازدواج، برای ارضای این نیاز اساسی به رسمیت شناخته نشده است. و برای کسانی که از راه های حیوانی و نامشروع اقدام به این کار می کنند، مجازات بسیار سخت در دنیا و عذاب مضاعف در آخرت در نظرگرفته است.
حال جای این سؤال برای صاحبان خرد باقی است که به راستی در ازدواج و تمتع جنسی زن و شوهر در سایه ازدواج چه آثار و اسرار حکمت آمیزی نهفته است که خدای قادر متعال علاوه بر منحصر دانستن راه ارضای مشروع آن در ازدواج، تشویق و تحریص فوق العاده ای نسبت به ازدواج انجام داده است؟
تمتع جنسی حلال؛ سکوی پرش معنوی
ازدواج به مثابه شراکت دو نفر در ساختن یک بنای رفیع و مستحکم است که از طرفی هر دو و حتی آیندگان به آن بنای محکم، نیاز مبرم دارند و از طرف دیگر هیچیک از دو شریک را قدرت ساختن آن ساختمان به تنهایی و بدون کمک شریک،نیست.
در این ساختمان ارزشمند، همانطور که اسکلت مستحکم، قطعات سقف و دیوارها و ... وجود دارد، ماده ای برای چسبیدن و اتصال شدید این اجزا و قطعات به یکدیگر نیاز است که بنّاها به آن " ملاط" می گویند. این ملاط است که آجر ها را به یکدیگر و به اسکلت بندی ساختمان می چسباند.
در ساختمان زندگی و خانواده هم زن و شوهر و امکانات زندگی، به مثابه مصالح و اجزای تشکیل خانواده اند و آنچه آنها را به هم محکم می چسباند و بهم دلگرم می کند، فقط ملاط عشق و محبت است. لذا خداوند مقدم بر هر خصلت و ویژگی، مودت و رحمت را بین زن و شوهر قرار داده است. " و جعل بینکم مودّةً و رحمةً "[6] گویا زن و شوهر دو آجر و رکن ساختمان اند که باید بین آنها را ملاط عشق و محبت پرکند تا بنیان زندگی مستحکم و نفوذناپذیر گردد.
راه های ایجاد و تقویت عشق و محبت
عشق و محبت آن کیمیای اسرارآمیزی است که خالق طبیعت، عصاره اش را در وجود انسان قرار داده تا با شناخت آن و بکاربستن آن خود را از حصار منیّت و خودخواهی و مادیّات نجات داده و گام به گام به عالم قرب نزدیک شود و تا آنجا پیش برود که دیگر بین او و خداوند حجابی جز خودش نبیند و همان یک حجاب را هم خرق و پاره کند و فانی فی الله گردد و به برکت این فنای فی ذات الله، همچون قطره آبی که به دریا می پیوندد، برای ابد جاودانه شود.
علّتِ عاشق، ز علّتها جداست عشق اصطرلابِ اسرارِ خداست[7]
بنابراین یکی از راههای رسیدن به عشق متعالی استفاده بهینه از ظرفیت عشق ورزی و محبت به مخلوقات خدا و علی الخصوص خلیفه خدا بر روی زمین یعنی انسان است. ما به مادر و پدر، معلم و استاد، برادر و خواهر، فرزند و فامیل، همسایه و هم میهن، هم کیش و خلاصه هم نوع خود عشق می ورزیم و از طرق معقولی که خالق در ما تعبیه کرده است این محبت را ابراز و تقویت می کنیم تا اشتهای عشق ورزی ما از این پلکان بالا رود و روزی برسد که جمال معشوق واقعی را در آینه مخلوقاتش ببیند که گفته اند:
به جهان خُرّم از آنم که جهان خُرّم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
و دلباخته صاحب جمال بشود و عشق به او را طلب نماید که در این صورت در دیگر جز او نمی بیند و جز او نمی خواهد، از همگان منقطع می شود و در دریای عشق او غوطه ور می گردد.
برای حفظ و تقویت و به اوج رسیدن حالت حبّ و عشق، امور مختلفی موثراند که همگی در اختیار انسان هستند. این امور را می توان به دو بخش راه های لمسی و غیرلمسی تقسیم کرد:
راه های غیرلمسی مثل اینکه شما فرزندتان را با عشق و رأفت نظاره می کنید، چقدر لذت می برید و بر عشق و علاقه تان به او افزوده می شود؟ یا وقتی مادری بوی پیراهن فرزند شهیدش را از سر شوق و دلباختگی استشمام می کند، فقط خدا می داند که چه لذتی می برد و در چه عالم زیبایی سیر می کند؟ یا هنگامی که با عزیزی گفتگوی صمیمانه می کنید و آنچه در دل دارید با زحمت فراوان به دست واژه های عاشقانه می سپارید تا مسافر قلب محبوب خود کنید، یا.... خلاصه برخی ابزار و راه ها بصورت غیر لمسی ما را برای ابراز عشق یاری می رسانند و از این رهگذر نیز به افزایش این عشق و محبت کمک می کنند. البته این ابزار و راهها از نظر میزان تاثیرگذاری با هم برابر نیستند. شاید از همه قوی تر و کارآمدتر سخن و کلام عاشقانه است که در قلب کسی که دوستش داریم اثر می گذارد. شاید به همین دلیل است که پیامبر مهربانی فرمود: " این کلام مرد که به همسرش بگوید: دوستت دارم! تا ابد از قلب همسرش بیرون نخواهد شد".[8]
راه های لمسی مثل اینکه وقتی به دوست صمیمی خود می رسیم با او دست می دهیم و پیام محبتمان را از طریق گرمای دستانمان به او منتقل می کنیم. هرگاه پیامبر با مومنی دست می داد، دست او را می فشرد و تا او دستش را نمی کشید، پیامبر رها نمی کرد.[9] یا هنگامی که از سر محبت بر سر و صورت فرزند خود دست نوازش می کشیم، یا او را محکم به سینه می چسبانیم و یا در نهایت گونه هایش را می بوسیم چه حالی داریم؟ پرواضح است که نقش روش های لمسی از غیرلمسی خیلی بیشتر است، ضمن اینکه در بین انواع روشهای لمسی هم باز تفاوت وجود دارد، نوازش کردن قوی تر از دست دادن است و بوسیدن قوی تر از نوازش کردن.
نزدیکی، اوج لذت عشق
معلوم شد هرچه تماس جسم دو نفر که به یکدیگر عشق می ورزند بیشتر باشد، می تواند در افزایش محبت و دلبستگی میان آنها موثرتر باشد. اکنون حکمت و ظرافت تدبیر الهی را ببین که برای تحقق حقیقت " جعل بینکم مودّةً و رحمةً" که در آیه ی مربوط به ازدواج وعده فرموده است، بالاترین و کاملترین و لذتبخش ترین نوع ابراز عشق را منحصرا در اختیار زن و شوهر قرار داده است.
یک مسلمان نمی تواند همه جای بدن مادر یا خواهر و یا سایر محارم خود – غیر از همسرش – را ببیند، نمی تواند تمام اجزای بدن آنها را لمس کند و نمی تواند از راه اختصاصی عشق ورزی به همسر به خواهر و مادر و سایر محارم ابراز علاقه و محبت کند، اما در ساحت خلوت بین زن و شوهر، نه تنها هیچ محدودیتی قرار ندارد، بلکه تشویق های عجیب و غریب برای استفاده آزاد از این فرصت و ظرفیت در اسلام وجود دارد که جز با درک حکمت آن – که مختصرا عرض شد – قابل باور نیست.
منطقه آزاد عشق زن و مرد! چرا؟
جای بسی سؤال دارد که خداوندی که انسان را برای معنویت و عبودیت آفرید، و دنیا و مافیها را لایق و در شأن او ندانست چرا در احکام شرعی، وقتی به مسایل زناشویی می رسد تمام موانع لذتجویی کامل را از پیش پای زن و شوهر برمی دارد و از آن بالاتر اینکه تشویق می کند که موانع خودساخته را هم از میان بردارند؛ حتی اگر این مانع، نماز، روزه یا حج مستحبی باشد.
قطعا یکی از آثار و حکمت های اساسی این منطقه آزاد، رسیدن زن و شوهر به اوج درجه عشق و محبت است که همان ملاط زندگی و خانواده است. هرچه عشق بین زن و شوهر بیشتر باشد، بنیان خانواده مستحکمتر و هرچه بنیان خانواده ها محکمتر باشد، شالوده و اساس جامعه پاک تر و قوی تر خواهد بود. باور کنیم که بخش قابل توجهی از معضلات اخلاقی در اجتماع، محصول نقص و کاستی این حوزه از زندگی خانوادگی است. انسانهای گرسنه از نظر نیاز جنسی، عقده ای هایی هستند که برای رسیدن به خواسته خود همه هنجارها را زیرپا گذاشته و امنیت اخلاقی جامعه را با بدحجابی و بی حجابی، روابط و معاشرتهای ناسالم و... به مخاطره افکنده اند.
سایر آثار ارضای صحیح نیاز جنسی
علاوه بر تامین نیاز دوست داشتن و دوست داشته شدن، تامین به هنگام و صحیح و کامل نیاز جنسی – که فقط در خانواده و در رابطه حلال و پاک زن و شوهر ممکن است – دارای آثار دیگری است که فهرست وار به آنها اشاره می کنیم:
- برطرف کردن کدورتها
گاهی یک رابطه عاشقانه و ارضای صحیح و کامل جنسی، ریشه ناملایمات و دلخوری ها را در وجود زن و شوهر می سوزاند و صفا و محبت را جایگزین ان می سازد. به گفته روانشناسان اغلب اختلافات موجود بین زوجین، ریشه در ناسازگاری های جنسی دارد و اگر روابط جنسی برای طرفین ارضا کننده باشد، زوجین از سایر بی تناسبی ها و سوءتفاهم ها چشم پوشی می کنند.[10]
- شکوفایی عقل و خرد
پژوهش ها نشان می دهد که بصورت عمومی، پختگی و متانت قول و عمل در متاهلین بیشتر از مجردین است. حتی برخی دانشمندان بزرگ که از دوران کودکی سری در سرها داشته اند، آثار علمی پس از ازدواجشان بسیار غنی تر و کم خطاتر از آثار علمی دوران مجردی شان می باشد و این همه به دلیل شکوفایی عقل و خرد در پرتو ازدواج و ارضای صحیح نیاز جنسی از این رهگذر است که آرامش را به ارمغان آورده است.اساسا پیش نیاز اندیشه سالم و عمیق داشتن آرامش روحی کامل و کافی است که در سایه ازدواج حاصل می شود.
- 3. سرایت محبت زن و شوهر به سایر اعضای خانواده
عفت، پرهیزگاری و حیا در نگاه و کلام و رفتار، که لازمه ی رشد و تعالی فرد و جامعه ات از دیگر میوه های شیرین روابط عاشقانه زن و شوهر است. متاسفانه امروزه کم نیستند زنان و مردانی که به دلیل بی توجهی همسرانشان به نیاز غریزی آنها یا در دل به دنبال زنان و مردان دیگر اند و به قول کارشناسان مبتلا به زنای خیالی هستند و یا العیاذبالله در واقع هم مبتلا به روابط نامشروع با نامحرمان گشته اند. روابظی که از یک پیامک یا ایمیل ساده و غیرمرتبط با مسایل چنسی و عشقی آغاز می شود، کم کم احساس ناکافی بودن را در دو طرف ایجاد می کند و به مکالمات تلفنی و غیرحضوری –تلفنی و چت – کشیده می شود، آرام آرام به ملاقات های کوتاه و در نهایت به جایی که نباید منجر می گردد.
- بالابردن درجه تحمل مسئولیت ها و محدودیت ها
دیل کارنگی از قول شخصی نقل می کند: " خواندن کتابی درباره امور جنسی، مرا از خطر فروپاشی زندگی ام نجات داد. "[11] ازدواج یعنی پذیرفتن مسئولیت یک جمع به نام خانواده. این احساس مسئولیت که در کنار خود چندین محدودیت را به همراه می آورد تنها در صورتی قابل تحمل است که زن و مرد، هر دو از زندگی با هم احساس خوشبختی و رضایت کنند. اصولا هیچ تکلیفی بدون حق و مزد، قابل تحمل نیست. وقتی یک جوان از رابطه با همسر خود لذت ببرد و با تمام وجود احساس کند که آرزوهایش یکی یکی در حال تحقق هستند و از سوی دیگر نگرانی ها و تشویش ها، سردرگمی ها و بی حوصلگی های دو.ران مجردی اش در پناه همسری فهیم و عاشق پیشه رنگ باخته و جای خود را به آرامش و تمرکز و هدفداری و جدیت داده اند، حاضر است بار هر مسئولیت و محدودیتی را بر دوش بکشد تا این نعمت و لذت مستدام باشد. داشتن روابط جنسی سالم، باکیفیت و لذت بخش یکی از مهمترین عوامل دستیابی به چنین احساسی است.
- دستیابی به آرامش
امروزه علم روانشناسی معتقد است که روابط زناشویی خوب و خلاق، مقدار زیادی هورمون انرژی زای آدرنالین در بدن آزاد می کند و با آزاد شدن این هورمون، میزان هورمون اندروفین نیز در بدن افزایش می یابد که موجب ایجاد آرامش می گردد.[12] اسلام عزیز بیش از هزار و چهارصد سال پیش به این راز اشاره کرده و فرموده است: و از جنس خودتان همسرانی برایتان قرار داد تا در کنار آنها به آرامش برسید"[13] ولی صد افسوس که ما مسلمانان سخن خدا را به اندازه سخن یک روانشناس ملحد هم قبول نداریم!
- تولید و بقای نسل پویا
بالاخره از جمله برکات بی نظیر روابط جنسی سالم و باکیفیت، پایه گذاری تولد فرزندان و نسلی سالم و صالح است که موجب بقای هویت خانواده در طول زمان ها و اعصار و باعث سربلندی و افتخار والدین و اجداد خواهند شد. البته آمیزش، یکی از مراحل و شرایط ایجاد نسل صالح و سالم است و سایر عوامل نظیر تربیت و... هم بجای خود نقش آفرینند. آمیزش هم در این جهت دارای آداب و احکامی است که در ادامه به گوشه ای از آنها اشاره خواهیم کرد.
- پاداش و ثواب الهی
راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم درباره مردی که با همسرش به سفر رفته است و اگر با او نزدیکی کند، آب برای غسل ندارد. حضرت فرمود: حلال است ( که نزدیکی کند و سپس برای نماز تیمم کند) سپس به حضرت عرض کردم: روایت شده که پیامبر به اباذر فرموده اند: با همسرت نزدیکی کن تا خدا به تو پاداش دهد. ابوذر تعجب کرده و گفته است: با زنم نزدیکی کنم و خدا به من پاداش دهد؟!!!! پیامبر در جوابش فرموده اند: آری همانطور که اگر زنا کنی خدا عذابت می کند. سپس امام صادق علیه السلام فرمود: همچنین اگر غریزه به او فشار آورد و او از ترس گرفتار شدن به حرام با همسر حلال خود نزدیکی کند، خدا پاداشش می دهد."[14]
هشیار باش نه شرمسار!
برای کسی که گوش شنوا داشته باشد یا خود اهل تحقیق و اندیشه باشد همین مقدمه ی چند صفحه ای برای اهتمام به مسایل زناشویی در چارچوب شرع انور اسلام کافی است. چنین انسان با فرهنگ و شعوری شرم و حیا را مانع فراگیری دستورات دین در این زمینه نمی داند و با حفظ عفت کلام و حیای ممدوح، به این آموزه ها گوش فرامی دهد و در پرتو عمل به آنها به خوشبختی و سلامت خود، خانواده و جامعه اش کمک می کند.
زنان؛ فرشتگان حیا
از جمله نعمت هایی که ما مردها باید بی نهایت سپاسگزار آن باشیم، همسران با حیا و باعفتی است که خداوند نصیبمان فرموده است. همسران ما با وجود اینکه از نظر نیرو و نیاز جنسی بسیار قویتر از مردان هستند، اما نسبت به مردان، خودنگهدارتر و حیاپیشه ترند.
پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: زنان 99 برابر نسبت به مردان از نظر لذت جنسی قویتر خلق شده اند، اما خداوند عزّوجلّ پرده حیا را بر آنان افکنده است.[15]
شاید شما در اطراف خود با مردانی مواجه شده باشید که به هر بهانه ای سخن از نیاز به ازدواج مجدد و متعه و ... می زنند و با قیافه ی حق به جانب، دلیل آن را ترس از به گناه افتادن بخاطر کم توجهی همسرشان به نیاز جنسی می دانند. یا در هر مناقشه و بگومگوی خانوادگی چند روزی قهر و کم محلی همسرشان را دلیل موجهی بر مطرح کردن اینگونه سخنان بی اساس می شمارند؛ در حالیکه کسی نیست به این آقایان بگوید اگر این دلیل، توجیه موجهی برای برخی رفتارها باشد، پس زنها به مراتب به این رفتارها و بهانه جویی ها شایسته ترند؛ زیرا به فرموده نبی مکرّم اسلام، زنها از قوت جنسی بیشتری نسبت به مردان برخوردارند. اما پس تقوی و حیا و عفت چه می شود؟ مگر نفرموده اند که هرکس ازدواج کند، به تحقیق نیمی از دین خود را احراز کرده است و در نصف دیگر تقوی پیشه نماید؟ آیا آقایان انتظار دارند ازدواج به تنهایی نیم دیگر را برایشان تامین کند؟
حقوق مرد بر زن
اکنون که جایگاه و اهمیت رسیدگی به این نیاز اساسی و نقش آن در به سامان شدن زندگی خانوادگی و سلامت اخلاقی جامعه روشن شد، نوبت به بررسی وظایفی که زنان نسبت به همسران خود دارند می رسد. در این بخش به وظیفه زنان اشاره می کنیم و مطالعه بیشتر را برعهده خواننده محترم می گذاریم.
- کسب آگاهی و بینش
اساسا اولین گام در ایفای هر نقش و وظیفه ای اطلاع یافتن از جزئیات و آثار آن وظیفه در رندگی است. سپس ایمان و باور پیدا کردن به اینکه خداوند و اهل بیت علیهم السلام هرگر دستوری عبث و بی فایده صادر نمی کنند. اگر این گام بخوبی برداشته شود، گامهای بعدی به سهولت طی خواهد شد اما اگر زنان ما یا از این معارف و حقایق بی اطلاع باشند و یا قلبا به اهمیت و ضرورت آن باور پیدا نکرده و آن را زاید و بی اهمیت تلقی نمایند، آن وقت آن می شود که در برخی خانواده ها و افراد شاهدش هستیم. تشویش های روحی و ذهنی، درگیری ها و برخوردهای پرتنش زن و شوهر، روابط ناسالم و نامشروع زنان و مردان با اجنبی و....
- پرهیز از حیای احمقانه
امام صادق علیه السلام می فرمایند: " خیرُ نِساءِکم الّتی اذا خَلَت مَعَ زوجِها خَلَعَت دَرعَ الحَیاءِ و اذا لَبِسَت لَبِسَت مَعه دَرعَ الحَیا ". یعنی بهترین زنان کسی است که هرگاه با شوهر خود خلوت می کند، روپوش حیا را از تن بیرون می کند و هرگاه به جلوت می آید حیا را چون زرهی بر تن می کند.[16] پیامبراکرم هم فرموده اند: "خیرُ نسائکم العفیفةُ الغُلمَة " یعنی بهترین زنان شما زن باعفتی است که به آمیزش با شوهرش تمایل بسیار داشته باشد.[17]
گاهی در مشاوره ها با کسانی مواجه می شویم که علیرغم علم و باور به ضرورت تامین جنسی خود و شوهر، مسأله شرم و حیا را مانع اصلی عمل به وظیفه می دانند. ما در مقدمه این نوشتار به قدر کافی در خصوص حیای بیجا سخن راندیم و در اینجا صرفا به یک نکته اساسی – که از اختصاصات و امتیازات اسلام عزیز است – توجه می دهیم و آن نکته این است که اسلام، حیای زن در برابر مرد را – که از آن به غیرت زن در روایات تعبیر شده است - مذموم می داند و در مقابل غیرت را برای مرد فضیلت برمی شمارد. امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهما السلام می فرمایند: حق تعالى براى زنان غیرت را جایز نداشته است و از براى مردان غیرت قرارداده است؛ زیرا که از براى مردان چهار زن و از متعه و کنیز آنچه خواهد حلال گردانیده است و از براى زن بغیر از یک شوهر حلال نکرده است؛ اگر شوهر دیگر طلب کند یا اراده نماید نزد خدا زناکار است و غیرت و رشک نمی برند مگر زنان بد و زنان مؤ منه صاحب رشک نمى باشند.
البته رشک بردن و غیرت ورزیدن زنان نسبت به شوهرانشان همواره به دلیل عدم تحمل رقیب و هوو نیست؛ بلکه در اکثر موارد علامتی است بر اوج عشق و علاقه آنان به همسر خود. اساسا از مهمترین نشانه های عشق واقعی این است که عاشق، تحمل دیدن رقیب و غیر خود را در مورد معشوق ندارد و از همین جهت به چنین حالتی "غیرت" گفته اند. در این زمینه امام صادق علیه السلام فرموده اند: رشک بردن زنان از بسیارى دوستى ایشان است نسبت به شوهران.[18]
- عدم امتناع از برآوردن نیاز جنسی او در هر شرایط
در روایات مثالها و تعابیر مختلفی بکار رفته است که حکایت می کند از عدم موجه بودن هیچ بهانه ای برای تاخیر در اجابت شوهر در نیاز جنسی. تنها چیز که می تواند باعث تاخیر در ادای این حق بشود، انجام واجب شرعی ای است که زمان آن تنگ است.
بر همین اساس زنانی که به هر دلیل تقاضای همسر خود را به تاخیر می اندازند، تحت عنوان مسوّفه مورد لعن قرار گرفته اند[19]. و از نشانه های زنان بد و جهنّمی یکی همین است که " إن یَسئَلنَ بخِلنَ" یعنی اگر شوهر از آنان تقاضا کند، بخل می وزند. به برخی از رایات توجه فرماید:
" ان لاتمنع نفسها منه ولو علی قتب فاذا فعلت کان علیها اثم..." زن نباید خود را از شوهرش منع کند ولو اگر بر پشت مرکبی سوار باشد و همسر از او تقاضا کند چراکه اگر اینکار را بکند و نیاز شوهر را اجابت نکند، گنهکار است.
" اذا الرجل دعا زوجتَه لحاجَتِه فلتاته و ان کانت علی التنور"[20] یعنی حتی اگر زن بر سر تنور مشغول نان پختن باشد باید شوهرش را اجابت کند.
حتی روایات به صراحت پرداختن به مستحبات را در جایی که با درخواست شوهر منافات دارند، نهی فرموده اند. مثلا رسول الله صلی الله علیه و آله به زنان فرمودند: " لاتطولن صلاتکنّ لتمعن ازواجکنّ"[21] نماز خود را طول ندهید تا مانع تمتع همسرانتان شوید.
درباره روزه مستحبی بدون اذن شوهر هم شبیه به همین توصیه وارد شده است "ولاتصوم تطوعا الا باذنه..."[22]
- 4. عدم جدایی از بستر شوهر
از نظراسلام هیچ دلیلی برای ترک بستر شوهر و جدا از او خوابیدن موجه نیست. یعنی حتی اگر زن و شوهری به هر دلیل مشاجره ای کرده و موقتا با هم قهر باشند، باز هم زن حق ندارد جدا از شوهرش بخوابد؛ زیرا این کار فرصت را به دست شیطان می دهد تا از کاه، کوه بسازد و قلبهای آنها را از هم مکدرتر و متنفر سازد. برعکس عمل به توصیه دین در این زمینه، یعنی جدا نکردن بستر خود از همسر، زمینه را برای رفع کدورتها بر اثر تماس جسمی و جنسی فراهم می سازد. لذا در روایت از جمله وظایف زن در قبال مد آمده است : " ولاتعتزل فراشه"[23] یعنی زن نباید از بستر مرد، کناره گیری کند.
- 5. زمینه سازی برای برقراری رابطه عاشقانه
از مجموعه آموزه های دینی چنین برمی آید که اهتمام به روابط زناشویی صرفا از باب رفع تکلیف نیست که زنان از روی اکراه و اجبار برای دقایقی تمکین کنند تا مردان ارضا شوند و بس؛ بلکه به عنوان یک لذت حلال و مهم باید برای آن برنامه ریزی و زمینه سازی نمایند. این زمینه سازی گاهی در قالب آرایش و جلوه گری زن برای شوهر بروز می کند که خود آدابی دارد؛ مثلا:
5-1. پوشیدن بهترین و جذابترین لباس ها در خلوت خود با شوهر تا از این طریق میل مرد به همسرش برانگیخته شود. " و تلبس احسن ثیابها"[24]
5-2. آرایش کردن و تزیین با بهترین زینتهای موجود برای شوهر " و تزیّن باحسن زینتها"[25]
حتی اگر هیچ زیور آلاتی ندارد باآویختن یک نخ به گردن، خود را زینت کند " ولایجوز للمراة ان تعطل نفسها و لو ان تعلق فی عنقها خیطا "[26] یعنی بر زن جایز نیست که خود را بی زینت برای شوهر نشان دهد، ولو در حد آویختن یک نخ در گردن خود.
ناخن های خود را برای شوهرش بیآراید " و لایجوز ان تری اظافیرها بیضاء"[27] یعنی بر زن جایز نیست که ناخن هایش سفید و بی رنگ دیده شود (برای شوهر)
5-3. پاکیزگی دائمی و رعایت تمیزی و نظافت برای شوهر . از جمله خصال زنان بد این است که هرگاه از حیض و جنابت و... هم فارغ می شوند، در غسل کردن کندی می نماید:" و کانت لاتغتسل من الجنابة و الحیض و لاتتنظف " [28]
" خیر نسائکم الطیبة الریح..."[29] بهترین زنان شما، خوشبوترین آنهاست.
5-4. ابراز اشتیاق و تمایل و نیاز خود به همسر
5-5. زیباسازی اتاق خواب با ابزار و امکانات مختلف مانند نورپردازی و چیدمان زیبا و ...
5-6. پوشیدن لباس خواب مناسب، زیبا و مهیج
5-7. خوشبو و معطر کردن اتاق خواب
- عرضه کامل خود به شوهر
آخرین بخش از مباحث مربوط به آمیزش و روابط جنسی زن و شوهر، به روش عرضه و ارتباط زن و شوهر اختصاص دارد. از آنجا که قصد نداریم در مبحث حقوق زنان بر مردان این مطالب را تکرار کنیم، در این بخش از حقوق مرد بر زن عدول کرده و آنچه را هر دو باید در برخورداری از یک آمیزش کامل، سالم و لذت بخش رعایت کنند بیان می کنیم.
الف) مکانهای نامناسب برای آمیزش:[30]
- زیردرخت میوه دار: که ممکن است فرزند حاصل از آن جلاد و کشنده مردم یا رئیس ظالمان بشود.
- در پشت بام: که ممکن است فرزند حاصل از آن منافق، ریاکار و بدعتگذار در دین بشود.
- روبه آفتاب: چراکه فرزند حاصل از آن همیشه در بدحالی و پریشانی باشد تا بمیرد.
- در کشتی: امام صادق علیه السلام فرمود: در کشتی آمیزش نکن .
- در اتاقی که شخص دیگری در آن هست حتی کودک: زیرا فرزند حاصل از این آمیزش یا کودکی در اتاق هست و صدای نفس زن و شوهر را می شنود، زناکار می شود.[31]
ب) زمانهای نامناسب:[32]
- اول، وسط و آخر ماه های قمری غیر از شب اول ماه رمضان که آمیزش در آن شب مستحب است.
- شب عید فطر
- شب عید قربان
- شب نیمه و شب آخر شعبان
- دو روز مانده به آخر ماه قمری
- شبِ روزی که قصد مسافرت در آن را دارید
- در سفری که سه شبانه روز به طول می انجامد.
- شب چهارشنبه
- ساعات اول شب
10. در زمان کسوف،خسوف و وزش بادهای ترسناک
11. بین اذان و اقامه
12. در زمان طلوع آفتاب و بین الطلوعین
13. روزی که شب قبلش زلزله آمده باشد.
ج) حالات نامناسب:[33]
- در حال جنابت
- در حال ایستاده
- در حال حاملگیِ زن مگر با وضو
- رو یا پشت به قبله
- در حال حیض
- در حال نگاه به عورت همسر
- در حال تصور و تحت تاثیر شهوتِ زنِ دیگر
- در حالی که زن و شوهر هر دو عریان باشند.
- در حال فراموشی یاد خدا
د) زمانهای مناسب:[34]
- شب دوشنبه: که فرزند حاصل از آن حافظ قرآن و راضی به قسمت خدا خواهد شد.
- شب سه شنبه: فرزند حاصل از آن، بعد از سعادت، اسلام او را روزی شود و دهانش خوشبو، دلش رحیم ، دستش جوانمرد و زبانش از غیبت و بهتان پاک باشد.
- شب پنجشنبه: فرزند حاصل از آن عالم یا حاکم شریعت خواهد شد.
- ظهر پنجشنبه: شیطان به فرزند حاصل از آن نزدیک نشود تا پیر شود و خدا سلامتی در دین و دنیا را روزی او بکند.
- شب جمعه: فرزند حاصل از آن خطیب و سخنور شود.
- شب اول ماه رمضان
ه) مراحل یک آمیزش مطلوب:
آمیزش برای زن و مرد، مانند یک کوهنوردی است که در طی آن مرد زودتر به قلّه می رسد و زودتر نیز پایین می آید اما زن دیرتر به قله می رسد؛ لذا بر مردان لازم است قبل از آمیزش با معاشقه های مقدماتی، نوازش و بازی زن را برای اوج گیری در ادراک لذت آماده سازند. در روایتی از پیامبراکرم صلی اللهعلیه و آله آمده است: " مانند حیوانات که بر جفت های خویش می جهند بر همسرانتان نجهید، بلکه پیش از آن با بوسه و سخن گفتن، وی را آماده سازید."[35]
- 1. سخنان عاشقانه
زن و شوهر و بخصوص شوهر باید ابتدا با بیان کلمات و جملات زیبا و مورد پسند همسر که حاوی اوج توجه، نیاز و دلبستگی او به همسرش باشد و نیز با توصیف جمال و زیبایی چهره و اندام همسر و ... زن را از نظر ذهنی اماده یک ارتباط باکیفیت نماید.
- ملاعبه و بازی کردن
استفاده از قدرت نوازش و لمس بدن، در همان حالی که زن و شوهر سخنان عاشقانه را رد و بدل می کنند میتواند میزان تحریک هر دو را افزایش داده و آنها را مشتاق تر و اماده تر کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: " سه چیز از خشکی و خشونت محسوب می شود .... و آن که مردی با زنش قبل از اینکه بازی کند، نزدیکی نماید."[36]
- در آوردن لباس و چسبیدن پوست زن به پوست مرد
در روایت است که برای زن جایز نیست که بخوابد قبل از آنکه خود را بر شوهرش عرضه کند به اینگونه که لباس از تن بیرون آورد و داخل در بستر شوهر شود و پوست خود را به پوست او بچسباند که اگر چنین کرد، خود را عرضه کرده است.[37]
- اقدام به آمیزش در حال اوج شهوت زن
معمولا زنها دیرتر از مردها تحریک می شوند و به اوج لذت می رسند، یک آمیزش موثر و کامل وقتی رخ می دهد که زن چنان به شهوت رسیده باشد که از شوهر خود تقاضای امیزش و دخول کند، در اینصورت است که هر دو از آمیزش رضایت کامل خواهند داشت. لذا مردان باید با استفاده از روشهای مناسب از تحریک و انزال زودرس خود اجتناب کنند.
[1] . زیرا کار بی فایده و بی هدف، یا دلیل بر جهل کننده آن است و یا به جهت عجز و ناتوانی او و می دانیم که نه جهل د خداوند راه دارد و نه عجز؛ زیرا او "بکلّ شئٍ علیم" و " علی کلّ شئٍ قدیر" است.
[2] . میزان الحکمة،ج1،باب987،ص717،ح4570.
[3] . میزان الحکمة،ج1،باب991،ص718،ح4574.
[4] . در رساله های عملیه، باب مسایل نکاح می خوانیم که اگر کسی احساس کند که در صورت ازدواج نکردن به گناه می افتد، واجب است که ازدوج کند.
[5] . " و من آیاته أن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها" روم/21
[6] . روم/21
[7] . مثنوی معنوی
[8] . وسایل الشیعه،ج14،ص10.
[9] . سنن النبی،علامه طباطبایی.
[10] .مدیریت خانواده،ج2،مهدی نیلی پور،ص23.
[11] . دیل کارنگی، آیین زندگی.
[12] .گزیده آراء دانشمندان، مهرداد جوانبخت
[13] .روم/21.
[14] .وسایل الشیعه،ج14،ص6.
[15] . " فُضِّلَت المرأةُ علی الرَّجُلِ بِتِسعَةٍ و تسعینَ مِن اللّذّةِ و لکنَّ اللهَ عزَّوجَلَّ ألقی علیها الحَیآءَ "وسایل الشیعه،ج14،باب49.
[16] .تهذیب الاحکام،ج7،ص399.
[17] . فروع کافی،ج5،ص324.
[18] . "لیس الغیرة الا للرجال و اما النساء فانما ذلک منهن الحسدو الغیرة للرجال و لذلک حُرم علی النساء الا زوجهاو احلّ للرجال اربعا" و " المرأة تغار علی الرجل تؤذیه قال: ذلک من حب" وسایل الشیعه،ج14
[19] . اذا دعا الرجل امرئته فلم تاته فبات غضبان علیها لعنتها الملائکه حتی تصبح" همان مدرک.
[20] . وسایل الشیعه،ج14.
[21] . وسایل الشیعه،ج14،باب 83.
[22] . همان مدرک.
[23] . همان مدرک.
[24] . وسایل الشیعه،ج14،باب79.
[25] . همان مدرک.
[26] . وسایل الشیعه،ج14،باب123.
[27] . همان مدرک.
[28] . وسایل الشیعه،ج14،باب117.
[29] . وسایل الشیعه،ج14،باب6.
[30] . سفین البحارج1ص180.
[31] . ر.ک: ازدواج مکتب انسان سازی،شهید پاک نژاد،ج2،ص226.
[32] . سفینة البحار،ج1،ص181.
[33] . سفینة البحار،ج1،ص181 و حلیة المتقین،ص74 و احکام خانواده،عبدالرحیم موگهی،ص65 به بعد.
[34] . همان مدارک سابق و تربیت فرزند از نظر اسلام،حسین مظاهری،ص41.
[35] . وسایل الشیعه،ج14.
[36] . سفینة البحار،ج2،ص46.
[37] . " لایحل لامرأة تنام حتی تعرض نفسها علی زوجها تخلع ثیابها و تدخل معه فی لحافه فتلزق جلدها بجلده فاذا فعلت ذلک فقد عرضت" وسایل الشیعه،ج14،باب91.